خرید بک لینک
Iman Abbasi معلم و مدرس سرما نقل است که در روزی برفی، ناصرالدین شاه هوس درشکه‌سواری کرد. دستور داد اتاقک درشکه را گرم کنند، منقل و وافور شاهی را آماده سازند و دو سوگلی‌اش را در دو سویش نشاندند. در کابین گرم و نرم، از تماشای برف و بوران بیرون سرخوش شد و هوس بذله‌گویی به سرش زد. با صدای بلند به درشکه‌چی پیر، که از سرما می‌لرزید، گفت: «درشکه‌چی! به سرما بگو ناصرالدین شاه تره هم برات خرد نمی‌کنه!» درشکه‌چی بیچاره سکوت کرد. لحظاتی بعد، شاه دوباره فریاد زد: «درشکه‌چی! به سرما گفت

برچسب: نویسنده: نیما محمدپور تاريخ: چهارشنبه 15 مهر 1405 ساعت: 16:26

فرهنگ

مغولها بزرگترین امپراتوری تاریخ رو ساختن، جنگجوترین گونه بشر بودن، اسبهایشان گوشتخوار، خودشان گرگخوار بودن! اما تمام شدن! چون چیزی به نام فرهنگ و هنر نداشتند! هند رو گرفتن هندی شدن، ایران رو گرفتن ایرانی شدن، سپاه اسلام رو شکست دادن و مسلمان شدن! همه اینها بخاطر تهی بودن از هنر و فرهنگ بود! سرنیزه و زور ماندگار نیست! آنچه نهایتا پیروز و جاودانه است، فرهنگ، هنر و تاریخ و چیزی برای ارائه هست

برچسب: نویسنده: نیما محمدپور تاريخ: چهارشنبه 15 مهر 1405 ساعت: 16:26

صفحه بندی